عشق یا نفرت-Love or hate تلخی مرگ و شیرینی زندگی آنقدر ارزش ندارد که شرافت خود را زیر پا بگذاریم.
| ||
|
نرگس از راه می رسد!!! نرگس از قلب خدا می رسد!!! نرگس از راه دلیران می رسد!!! نرگس بی بال من اینجا نمان!!!! یاد داری در کوه قاف گرگ نامرد می درید نرگسم!!! در مقابل می گرفت جان مرا،نرگسم!!! در فراسوی زمان میجوید نرگسم!! ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: پشت این دیوارهای اندوه اسیرم نه شکافی نه پنجره ای راهی انگار برای آسمان نیست شاید! اما من راه را گم کرده ام شاید من! خودم را اسیر خود کرده ام. شاید... ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق را بورز به آنها که دلت را شکستند. دعا کن برای آنها که نفرینت کردند. بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست. تا خدا هست دلیلی برای ناامیدی نیست. ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: میگن درد را از هر طرف بخونی میشه درد!!! ولی درمان را از آخر بخونی میشه نامرد!!!! مواظب باش واسه دردت به هر درمانی تن ندی!!! ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: وفا را از ماهی یاد بگیر که وقتی از آب جدا میشه میمیره!!! نه از زنبور که وقتی از گلی خسته میشه میره سراغ یک گل دیگه. ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: دست خودمان نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم!!!! زیرا بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند!!! ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: زندگی شاید همین باشد، یک فریب ساده کوچک آن هم از دست کسی که تو دنیا را جز با او و جز برای او نمیخواهی!!! ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: سالهاست در انتظار تو هستم!!!!!! شاید این جمعه بیایی!!!! شاید!!!! آقا تا کی باید منتظرت باشم!!!! آقا من دیگه عمری ندارم که انتظارت رو بکشم!!!! آقا خودت از خدا شفام رو بخواه!!! آقا ما خیلی گنه کاریم خودت از خدا شفاعت ما رو بخواه!!! آقا تو را به مادرت فاطمه زهرا،تو را به این روز عزیز ما رو از یاران خودت قرار بده!!!! آقا شاید اگه بیایی ما نباشیم،هر وقت اومدی ما رو هم صدا کن!!! آقا یه نگاهی هم به ما بکن به خدا ما هم آدمیم ما هم دل داریم!!!
![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: بى دامن تو ختم رسل كوثرى نداشت
![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: بعضی وقتها انقدر تنها میشم که پیش خودم یه فکرهایی میکنم.زندگی واسه خیلیها لذت بخش هست. تاحالا به زندگی آدمهایی که پائین شهر زندگی میکنند و نون شب ندارن بخورن فکر نردین؟؟؟؟؟خداییش تاحالا پیش خودتون گفتین چه جوری روزشون شب میشه و شبشون روز؟؟؟؟خداییش ما آدمها فقط خودمون مهم هستیم و به فکر دیگران نیستیم.به فکر کسانی که از جنس خودمون هستن،نیستیم؟ چطور دلمون میاد غذا بخوریم و راحت بخوابیم وقتی آدمهایی هستن که حتی نون کپک زده واسه خوردن ندارن و جای خواب واسه فراموش کردن لحظه های کوتاه از بدبختیهاشون. واقعا باید به حال خودمون افسوس خورد که بیخیال داریم فقط زندگی خودمون رو میگذرونیم.نفسم از جای گرم بلند نمیشه،تمام فاصله ها و بدبهتی های زندگی های ما بخاطر این بی توجهی ها به هم جنس های خودمون هست. دیگه باید روند زندگی ها را تغییر داد تا همه از زندگی کردن لذت ببرند نه تعدادی از ما آدمها.
![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: ای روزگار بر دل ما خوش نبودی!!!! در روزهایی مینوشتم،میخواندم و میگفتم تا خدا هست دلیلی برای ناامیدی نیست. همیشه ازم میپرسیدن خدا را چگونه توصیف میکنی؟؟؟جواب میدادم اگر خودت را یافتی و فهمیدی کیستی،از کجا آمدی،شناخت بر وجود خدا بردی آنوقت خواهی فهمید توصیف خدا چیست؟؟؟!!!!!
سکوت قلب را باید شکست،شیطان را آواره کرد و بازگشت.زیرا خدا همیشه راهی برای برگشت قرارداده و از بازگشت ما نیز خوشحال میشود.نباید با سکوت قلب فاصله ها را بیشتر کنیم باید سکوت را شکست و به دنبال صدای خدا برویم،او همین نزدیکیهاست همین اطراف.حتی در وجود تو.
متن تقدیمی از داداش علی به آبجی شیرین. روحش شاد
![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: فکر کردی چی ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکر کردی گفتم من بغل کن،یعنی چی ها؟فکر کردی من تشنه ی شهوت ولذت جنسیم؟نه.اگه گفتم من بغل کن بهت لطف کردم،لطف کردم چون می خواستم برای اولین بار وآخرین بار توی عمرت عشق واقعی در آغوش بگیری تا تنت بوی عشق حقیقیو بگیره و بوی عشق دروغین تشخیص بدی و نزاری هر کسی توی آغوشت بخوابه.
من به آغوش تو نیازی ندارم.خیلی وقته که تو آغوش خودم راحتم.تو آغوش خودم هیچکی چپ چپ نگام نمی کنه.هیچکی دست کثیفشو به تن پاکم نمی زنه.هیچکی با چشمای حریصش تن ظریفمو نمی خوره.آغوش خودم تنها جائیه که وقت خوابیدن توش نه ترس از گناه دارم نه از دست دادنش.
این فکری که در مورد من کردیو خط خطی کن از بن وریشه غلطه.من بزرگتر ازاونم که تو آغوش تو جا بگیرم. ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: سلام. بسم الله الرحمن الرحیم خیلی از ما آدمها خدا را فقط به یه اسم میشناسیم.تاحالا به این فکر نکردیم که خدا از کجا اومده،کی هست؟ یا چی هست؟یکی مقل ما هست؟یا فراتر از ما؟ چرا نمیشه خدا را دید؟چرا نمیشه باهاش حرف زد؟چرا نمیشه حسش کرد؟و خیلییییییییییییی سوالات دیگه که هنوز بشر نتونسته به آن پاسخ بده. ولی چیزی که مهم هست اینه که ما باید بعضی چیزها را بپذیریم مثل وجود عقل،شعور،فهم،درک و... که از دسته این موضوعات هست که ما آنها را نمی بینیم.ولی بر وجود آنها باور داریم و پذیرفتیم همانگونه که خدا را باور داریم و پذیرفتیم هرکسی بگه نه من باور ندارم و نپذیرفتم دروغ محض گفته،چرا؟؟؟؟چون خودش را باور نداره و نپذیرفته.همه ما انسانها میدونیم که خدا هست و وجود داره ولی نمیدونیم از کجا اومده همونطور که همه ما میدونیم عقل،شعور و... هست وای نمیدونیم از کجا اومده و هر روز داریم از عقل،شعور و.. استفاده میکنیم.کسی نمیتونه منکر این چیزا بشه مگه اینکه دور از جون شما خودش را خر حساب کنه.کسی که منکر عدم خدا میشه در اصل منکر عدم خودش شده.چرا؟؟ چون ما آدمها برای شناخت خدا ابتدا باید خودمون رو بشناسیم.پس هرکسی خودس را نشناسه و ندونه از کجا اومده پس خدای خودش را هم نمیشناسه. ما آدمها مخصوصا جوونها روزی 2000هزار شاید5000هزار و حتی بعضیها روزی 20000هزار تومن اس ام اس به دوستش حالا دختر یا پسر میده که از حدود4یا5 ساعت از وقتش به هدر میره ولی حاضر نیست 1ساعت از عمر خودش را به خوندن قرآن و شناخت خدا بپردازه.بعد هم میگه خدا وجود نداره،نه جهنمی هست نه بهشتی.البته این دسته از افراد حق دارن چون انقدر گرفتار ظاهر و زیباییهای فریب دهنده دنیا شدن که حتی خودشون را هم از یاد بردن دیگه چه برسه به کسی که این دنیا و همه چیز را آفریده هست.این دسته آدمها همش دنبال هوسها،غرایز خودشون هستن و هیچ کسی واسشون اهمیت وجودی نداره حتی خدا.باید از این دسته آدمها ترسید زیرا دیگر آدم نیستن و اسم آدمیت را با خود حمل میکنند و در باطن بس شیطانی هستن که شیطان نیز از آنها شرم میکند. این آدمها هیچ وقت به حقیقت باز نمیگردن و راهی را میرن که شیطان قولش را به خدا داد.خدا هم به شیطان قول عقل را به او داد تا بفهمد که انسان اشرف هست و باید بر ما سجده کند(این مطلب ما را بر وجود عقل،شعور و...بشارت پس نمیتوان منکر آن شد);حال این افرادی با وجو و ارزش خود کاری کرده اند که خودشان بر شیطان سجده میکنند نه شیطان بر آنها.این افراد وجود خود را بی ارزش کرده و بر خدای خود کفر ورزیده اند،این چیزها از ارزش خدا برای ما چیزی را کم نمیکند ولی آدم تا چه حد میتواند نمک نشناس کسی باشد که او را به وجو آورده است. دوستان ما برای شناخت خود و خدا به معرفت نیاز داریم.ما اگه راه را گم کرده ایم علت آن شیطان،هوسها و...نیستن بلکه خود ما هستیم.ما هستیم که راه را انتخاب میکنیم نه شیطان و... .ما عقل داریم پس خدا داریم.هیچ میدانید که خدا از روح خود در ما دمیده است؟حال این را بدانید که عقل ما قسمتی از وجود خداست.که بعضی از ما آدمها از آن استفاده میکنیم و بعضیها به آن توجه نکرده و گوش به فرمان شیطان شده ایم. شیطان کیست؟او هم یکی از ما هست با این تفاوت که او جن هست ما آدم.او از خود را رها شده ما نه.او خدا را رها کرد و ما نه.او فراموش کرد ما به یاد آوردیم.او نپرستید ما پرستیدیم.او سجده نکرده ما سجده کردیم.او شکرگذار نبود ما هستیم. شنیدین میگن شیطان در میان ما هستن؟حقیقت داره.این همون افرادی هستن که گوش به فرمان شیطان شدن به جای خدا.کسانی که خدا را رها کردن،فراموش کردن،نپرستیدن،سجده نکردن،شکرگذاری نکردن و شدن از جنس شیطان. دوستان من خدا در قرآن گفته من از رگ گردن هم به شما نزدیک تر هستم ولی این را بدانید که شیطان از رگ گردن هم به شما نزدیک تر هست.این یک حقیقت هست.فکر نکنید دارم کفر میگم نه این اشتباه را نکنید به راستی شیطان از خدا هم به ما نزدیکتر هست میگین نه!پس ادامه مطلب را بخونید. همیشه وقتی میخوایند کاری کنید یه زمزمه توی گوشتون هست که از حرف حدا قوی تر هست و شما را به کار ناپسند دعوت میکنه،این صدای شیطان هست،میدونید چرا صداش از خدا قویتر و مؤثرتر هست؟؟؟؟؟ چون خدا یک قدم به عقب میرود تا ما از قسمتی از وجوش که همان عقل هست استفاده کینم.حالا کدوم ما از عقل خودمون توانسته ایم درست استفاده کینم و مغلوب صدا و حرف شیطان نشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا متوجه شدین چرا شیطان از خدا هم نزدیکتر هست؟!!!!پس مواظب صدای شیطان باشین که با خدا اشتباه نگیرین زندگی همه ما آدمها همیشه بین 2راهی هست،واسه همین میگن ما باید در این دنیا امتحان پس بدیم.که بعضیها از امتحانشون سربلند میشن و بعضیها هم با شیطان مشهور میشن. این 2راهی که میگم یه راهش خداست و یه راهش شیطان.هیچ وقت در 2راهیها از دلتان استفاده نکنید از عقلتان بهره بگیرید.دل همیشه یه راه رانشون میده که درستی و نادرستی آن مشخص نیست ولی عقل چون از وجود خداست بیش از هزاران راه را نشان میده که درستی و نادرستی آن هم مشخص کرده که درستی و نادرستی راه به ایمان شما بستگی داره. امیدوارم حرفهام دل شماها رو روشن کنه و راه خود را پیدا کنید.انشاالله
لطفا نظر خود را راجع به این مطلب بنویسید.
دیدار حق بر دل نیست بر جان است دیدار روی او از لطف است جان را بر کف گذار تا ببینی یار را ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: کجا کجا کجا؟؟؟؟!!!!! نظر نداده میخوای بری؟؟؟ خیلی بی معرفتی!!!!! اگه نظر ندی دلم میشکنه!!!! بهتم سر نمیزنم!!!!! نظر بده تا بیام پیشت،بهت سر بزنم!!!!!
دوستتون دارم>>>عاشقتونم>>>دیوونتونم>>>نظر بده دیگه!!! ![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: به عنوان مثال اگر شما ازدواج کرده اید و در ارتباط با فرد دیگری هستید، در این مورد کمی تامل کنید. آیا واقعا نسبت به او عشق واقعی دارید؟ دیدتان نسبت به او چگونه است؟ بهتر است بدانید عشق واقعی هنگامی رخ می دهد که قلب فرد آکنده از عشق باشد و همچنین دچار خلا ء های عاطفی نباشد. در این صورت او به طور نا خود آگاه عشق درونی خود را نثار اطرافیان خود خواهد کرد. اگر دچار کمبودها و خلاء های روحی ، عاطفی هستید و احساس درماندگی و بی ارزشی می کنید، بدون شک قادر نخواهید بود عشق واقعی را در زندگی خود تجربه کنید. عشق چیزی است که باید از درون شما و یا به عبارتی از اعماق وجودتان متبلور شود و تنها در لیت صورت می توانید آن را بدون قید و شرط به دیگران نثار کنید.اگر انتظار دارید دیگران این چنین باشند، یعنی آنها به شما عشق بورزند، باز هم نمی توانید عشق را به معنای واقعی تجربه کنید، زیرا شما با این خصوصیات رفتاری دارای قلبی بسته بوده و متاسفانه پر از خلاءها و کمبود های عاطفی هستید. بهتر است بدانید فردی که دارای عشق واقعی است هرگز چیزی را از طرف مقابل خود خواستار نیست.عشق خقیقی مانند آبشاری است که از روح الهی در درون شما سرچشمه گرفته و سپس دریاچه وجود شما را سیراب می کند. بعد از آن که این دریاچه پر شد به طور نا خود آگاه به جوی ها و رود های اطراف منتهی می شود و آنها را نیز پر و سیراب می کند. به عبارتی دیگر فردی که عشق حقیقی را جست و جو می کند ، ابتدا باید خود از عشق سیراب شود و بعد بتواند آن را به دیگران نثار کند. بنابراین اگر قلب شما بسته باشد ، در این صورت نمی توانید عشق الهی را دریافت کنید و در نتیجه دریاچه درونتان
خالی شده و متاسفانه برای پر کردن آن نیاز به توجه تایید دیگران پیدا می کنید و عشق را به اجبار از دیگران خواستار
می شوید. در این جا اگر به راستی خواهان آن هستید که در زندگی به یک عشق واقعی و حقیقی دست یابید بهتر
است دریچه قلبتان را باز کنید و خداوند و یا به عبارتی دیگر همان عشق را به آن دعوت کنید و ابتدا خود کاملا سیراب
شوید و بعد آن را بدون قید و شرط به اطرافیان خود و یا دیگران تقدیم کنید.
و در انتها هرگز نمی توانید ادعا کنید دارای عشق واقعی هستید در حالی که مرتبا آن را از دیگران جویا می شوید. زیرا
با این عمل شما می خواهید اعمال و رفتار دیگران را کنترل کنید و همه چیز را تحت نظر بگیرید بنابراین در این صورت
هرگز انتظار نداشته باشید به عشق واقعی دست یابید . ولی به راستی اگر می خواهید از زندکی خود لذت ببرید و در
انتهای عمرتان پشیمان نشوید بهتر است همین لحظه اراده کنید و با انتخاب خود عشق را به زندگیتان دعوت کنید.
![]() موضوعات مرتبط: برچسبها: صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 11 صفحه بعد |
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |